صائن الدين على بن تركه
51
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
« من حسن اسلام المرء » نيز مؤيد آن است . فاما بايد كه از بنياد كارش ، دل به نيت خلوص توجه ، متحقق كرده باشد و گرد سرادق همت او ، به گرد تعلقات مرتبهء دنيوى و اخروى ، آلوده نباشد ، چنانچه گفتهاند « 1 » : گر دنيى و آخرت بيارند * كين هر دو بگير و دوست بگذار ما يوسف خود نمىفروشيم * تو سيم سياه خود نگهدار و بعد از اينها ركنى ديگر آن است كه سر جاه و سربلندى را به انگشتان نمايش ، مسح ملامت بكشد و از اينجاست كه چون گوش را در اين باب نوع شركتى هست كه ملامت و ملاحات بيشتر از رهگذر « 2 » او به سالك « 3 » مىرسد ، چنانچه گفتهاند « 4 » : ادر ذكر من اهوى و لو بملامى * فان احاديث الحبيب مدامى هرآينه شركت « 5 » او با سر در مسح ، مسنون آمده چنانچه در تحقيق سنن بيان آن خواهد آمدن . و بعد از آن ركنى ديگر آن است كه پاى سعى و تكاپوى را از غير مقصود حقيقى تمام فروشويد و به سوى مقصد اصلى « فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ » پويد و همو را جويد « 6 » : در كوى او عماد « 7 » اگرت راه مىدهند * تا سر رود به سر رو ، تا پا رود بپو بعد از آن چون سالك اين اركان را تمام بجاى آورده باشد هرآينه از آن پليدى كه مانع گزاردن نماز معنوى باشد ، پاك گشته و خلاص شده و صلاحيت آن پيدا كرده كه به اقامت نماز خواص ، قيام تواند نمود ، و ليكن بعد از آن « 8 » كه فاتحهء ختمى كه عبارت از سبع المثانى است ، ياد گيرد . اين است تحقيق اركان طهارت معنوى و شرائط آن « 9 » .
--> ( 1 ) - ب : قطعه . ( 2 ) - ب : رهگذار . ( 3 ) - ب : هالك . ( 4 ) - ب : قطعه . ( 5 ) - دم : شركت باسر . ( 6 ) - ب : بيت . دم : خويد . ( 7 ) - ن : توما . ( 8 ) - ن : بعد از آن فاتحه . ( 9 ) - ب : قطعه .